ميرزا محمد حيدر دوغلات
726
تاريخ رشيدى ( فارسي )
عمر خود رسيد . در دوره ميرزا حيدر ( كه در واقع تا امروز هم ادامه يافته ) آنها ظاهرا در نواحى كوهستانى دوردست بدخشان و ناحيه علياى جيحون رشد يافتند و گاهگاهى برخى از رؤساى آنان نظير شاه رضى الدين مذكور ، بدون ترديد نهايت قدرت را در آن نواحى به دست مىآوردهاند . در زمان ما [ اواخر قرن نوزدهم ( م ) ] آنان را اسماعيلى يا آقاخانى مىگويند كه اين عنوان از نام يكى از رهبران ايرانى يا مذهبى ايشان در 1840 در بمبئى رحل اقامت افكنده ، ناشى گرديده و جانشين وى هنوز در آنجا زندگى مىكند . سكنه شغنان ، روشان و غيره هنوز براى او در بمبئى نذر مىبرند و وى را مانند يكى از رؤساى مذهبى خود محترم مىشمارند . در خصوص عنوان چراغكش مىتوان گفت كه اين اصطلاح ، علاوه بر شيعه ، فرق متعدد و مذهبى ديگر را در برگرفته در حقيقت ، ابتدا مسيحيان را شامل مىشد و منظور از آن لكهدار كردن رفتار ايشان به عنوان عملى غير اخلاقى و قبيح بود كه به زعم آنها اين مسيحيان به قصد عبادت تجمع كرده و سپس چراغها را خاموش مىكنند و اعمال منافى عفت را آزاد مىگذراند . بنابراين ، چنين تصورى ، صرفا يك اتهام نارواست كه مخالفان متعصب مذهبى اختراع كردهاند . در هر صورت ، مسائل اخلاقى آنها در روزگار ما [ اواخر قرن نوزدهم ( م ) ] ( تا آنجا كه سياحان اروپايى فرصت داورى در ميان آنها داشتهاند ) از مسائل اخلاقى همسايگانشان بدتر نبوده است . بهترين نوشتهها را در مورد اين فرق مىتوان در ماركوپولو ، اثر يول ، 1 ، ص 148 - 146 ، 155 - 152 ؛ كاثاى [ يا ختاى ( م ) ] ، 1 ، صص 4 - 153 ؛ تحقيقات اسيايى ، اثر كارلبروك ، 7 ، ص 339 ؛ سر راولينسن ( J . R . G . S ) ، سال 4 ، ( 1839 ) ، صص 37 - 36 ؛ برتشنيدر ، ص 112 و بعد از آن ؛ و دوهربلو ) tolebreh'd ( در nuodellom , nualiamsi rednu . tneiro . lbib c پيدا كرد . ( 165 ) . به گفته نسخه خطى تركى : يكى از ملازمان قديمى ميرزا خان . - راس ( 166 ) . خرخشه [ خ خ ش ] : بى جا و بىموقع مجادله نمودن و خصومت كردن . لغتنامه ( م ) . ( 167 ) . معانى غلچه در فرهنگها چنين است - روستايى ، خانه بدوش ، دهاتى . مرحوم آقاى شاو در تعريف آن گفته : نامى است كه براى اهالى تاجيك يا آريايى نواحى كوهستانى بدخشان ، شغنان ، و خان ، سارى گول ، كولاب ، قراتگين و غيره اطلاق مىگردد . در تركستان شرقى ، به گفته آقاى شاو ، اين نام براى بردهء زر خريد كاربرد دارد . وامبرى آن را « sheuw enielk red , sprinr red » و پاوت دوكورتيه , sab , truoc , » ) ellietruoc ed tevap ( emmoh titep » معنى كردهاند . در هر صورت عنوانى تحقيرآميز است كه قبايل مجاور از آن استفاده مىكنند و خود اين مردم آن را به كار نمىبرند . در قسمت اعظم بدخشان ، شغنان ، روشان و شايد بتوانم بگويم و خان ، اهالى به اين نام شناخته شدهاند . اما ايشان نه تنها خود را به اين اسم صدا نمىزنند ، حتى خبر ندارند كه ديگران براى آنها از اين نام استفاده مىكنند . اين يكى از آن نمونههاى متعدد در آسياى مركزى است كه به جاى آنكه مردم را با نام خودشان بشناسند ، با القاب اهانتآميز از آنان ياد مىكنند . ( جهت اطلاع بيشتر در ارتباط با وجه تسميه غلچه ، ر . ك : زبانهاى غلچه ) segaugnal hahclahg ( ، اثر شاو ، كلكته ، 1876 . ) [ غلچه : به فتح اول و جيم فارسى و سكون لام ، روستايى و رند و اوباش را گويند . در فارسى به معنى روستايى است و به قومى از نژاد ايرانى ساكن افغانستان اطلاق مىشود كه در « وخان » و « بدخشان » اقامت دارند و به زبانهاى ايرانى - كه به فارسى اختلاف دارند - تكلم كنند . برهان قاطع ( م ) ] . ( 168 ) . سورهء ابراهيم : آيه 12 . ( 169 ) . خرابههاى قلعه ظفر هنوز باقى است و در كناره چپ كوكچه ، اندكى پايينتر از مصب رودخانه آرگو و بالاى نهر تشقان واقع است . دره كوكچه داراى آثارى از سدههاى ميانه مىباشد ؛ خرابههاى قلعهايست به نام آى خانم ( تپه مجردى نزديك مصب رودخانه ، و در ساحل يمين ) كه گفته مىشود چنگيز آن را خراب كرده است . در بالاى قلعه ظفر و در مجاورت فيضآباد ، پايتخت فعلى ، نيز خرابههاى يك پل سنگى ديده مىشود . در